این پژوهش بهروش توصیفی، تحلیلی به بررسی رابطه عقل با غفلت، عجب، طمع و مصاحب بد در آموزههای «نهجالبلاغه» و «مثنوی» میپردازد. در هر دو کتاب عقل به عنوان موهبت الهی، حجت باطن، معیار تکلیف، فصل انسان از حیوان و نیروی تشخیص حق از باطل، نیاز به مراقبت اساسی از رهزنان درون و بیرون دارد. غفلت موجب خود محوری و عجب میشود. و عجب موجب توقف مشورت با صاحبان خرد، بازداشتن عقل از رشد و باعث خسوف عقل میشود.«طمع» با کور کردن چشم بصیرت با آرزوهای طولانی، در پرتو بیتوجهی به قناعت، مانع عقل میشود و بالاخره «مصاحب بد» موجب تزیین باطل، تشویق به ناشایست و عادیسازی زشتیها و مانع فعالیت عقل است. روی آوردن به ذکر خالق، سبب درمان غفلت میشود.تواضع و فروتنی، مانع بیماری «عجب» میگردد. و قناعت درمان طمع است. و در نهایت، همنشینی با خوبان راه برون رفت از «مصاحب بد» است. در حقیقت میان «عقل» و این آفات چهارگانه رابطه مستقیم برقرار است. هرچه این آفات کمتر باشند، عقل قویتر و کارآمدتر تر خواهد بود و بالعکس.
Pirouz M S, Hemami A, Afshar Kermani A. The Status of Intellect and its Pathologies: An Analysis of Negligence, Vanity, Covetousness, and Ill-Companionship
(A Case Study of Nahj al-Balaghah and the Masnavi). 3 2026; 25 (52) :319-340 URL: http://pdmag.ir/article-1-2451-fa.html
پیروز محمدصادق، همامی عباس، افشار کرمانی عزیزالله. جایگاه عقل و آسیبشناسی آن با تأکید بر عوامل غفلت، عجب، طمع و مصاحب بد (بررسی موردی: نهجالبلاغه و مثنوی). پژوهش دینی. 1405; 25 (52) :319-340